تفاوت معنی کلمه‌های مترادف

طیف معنایی مترادف

گاهی اوقات که Google Translate (یا دیگر موتورهای ترجمه مانند مایکروسافت یا ترگمان) برای چند کلمه‌ی متفاوت، ترجمه‌های یکسانی به ما می‌دهد، چکار باید بکنیم؟ چطور تفاوت معنی این کلمات را بفهمیم؟ آیا واقعا این کلمه‌ها هیچ تفاوتی با هم ندارند و می‌توانیم همه‌ی آنها را به جای یکدیگر استفاده کنیم؟

تفاوت معنی وقتی گوگل این‌طوری ترجمه می‌کنم چکار باید بکنیم؟

چرا باید تفاوت‌های معنایی کلمه‌های مترادف را بدانیم؟

در همه‌ی آزمون‌هایی که مصاحبه speaking دارند، یکی از معیارهای نمره‌دهی دقت در انتخاب واژه‌ها و استفاده‌ی به‌جا از کلمات و عبارت‌ها است. به عبارت ساده‌تر باید ضرب المثل فارسی «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» را برای به دست آوردن نمره‌ی بهتر کاملا رعایت کنیم.

البته این نکته فقط هم در speaking جریان ندارد. در نوشتن و گفتگوی روزانه هم جریان دارد. بالاخره هر کلمه‌ای یک معنای خاص و ویژگی‌معنایی خاص خودش را دارد که در هنگام استفاده از آن کلمه باید لحاظ شود.

مثلا ما چه زمانی باید از cook و چه زمانی باید از make استفاده کنیم؟ هر دو برای آشپزی استفاده می‌شوند اما هر کدام معنای خود را دارند. یا به عنوان مثالی دیگر می‌توان از انواع کلمات و فعل‌هایی نام برد که برای انواع باران وجود دارند. این فعل‌ها را ببینید:

Rain

بارش باران به صورت قطرات کوچک. همان بارش معمولی باران خودمان.

Drizzle

وقتی که قطرات باران خیلی خیلی ریز هستند، این فعل را به کار می‌بریم.

Shower

وقتی در یک دوره کوتاه زمانی باران می‌بارد، که می‌تواند بارشی معمولی یا سنگین داشته باشد. مثل چیزی که در بهار داریم.

Downpour

هنگامی که در یک زمان کوتاه باران بسیار سنگینی می‌بارد، این واژه استفاده می‌شود.

فعل‌هایی که برای بارندگی به کار می‌روند بیشتر از این‌ها هستند و البته اصطلاحاتی هم وجود دارند. و این چند مورد را به عنوان مثال آورده‌ایم. برای مطالعه بیشتر می‌توانید لینک زیر را ببینید:

انواع افعال برای بیان بارندگی

راهکار درک این تفاوت‌ معنی‌ها چیست؟

حال که اهمیت درک تفاوت‌های معنایی را متوجه شدیم و فهمیدیم که هر واژه معنایی دارد، این سوال پیش می‌آید که برای درک خوب و دقیق تفاوت این کلمات از چه منابعی و چطور باید استفاده کنیم؟

بهترین منبع برای این کار واژه‌نامه‌های معتبر انگلیسی به انگلیسی است. واژه نامه‌هایی همچون:

Longman, Oxford advanced, Merriam-Webster

روش اول درک تفاوت معنی

این روش بیشتر هنگامی کاربرد دارد که ما چند واژه‌ داریم، اما تفاوت آنها را نمی‌دانیم. مانند همین حالتی که در گوگل برای خیلی از ما پیش آمده است.

در این موقعیت‌ها اغلب با دقت در اِلِمنت‌ها و شاخصه‌های معنایی هر واژه به پاسخ خوبی خواهیم رسید. به این صورت که هنگام مطالعه‌ی تعریف واژه در فرهنگ لغت به این دقت می‌کنیم که:

چه شاخصه‌های معنایی برای واژه به کار رفته است؟

با در نظر گرفتن این ویژگی‌ها می‌توان اختلاف و امتیاز این کلمات را به دست آورد.

به نظرم بحث نظری کافی است. حالا بیایید چهار واژه‌ای که گوگل همه را به بحث کردن ترجمه کرده بود، با استفاده از یکی از همین واژه‌نامه‌ها بررسی کنیم و ببینیم چه ویژگی‌های معنایی برای آنها آورده است. و به عبارتی، طیف معنایی آنها را به دست بیاوریم.

یک مثال کاربردی

کلمه‌ی discuss و ویژگی معنی خاص آن

همان طور که در تصویر می‌بینید، واژه‌نامه‌ی Longman برای کلمه‌ی discuss تعریفی ارائه داده است که به معنای نوعی صحبت کردن معمولی است. فقط موضوع این صحبت بیان یک ایده‌ و نظر یا تصمیم گرفتن درباره‌ی چیزی است. در فارسی معمولا کلمه‌ی بحث کردن را برای این معنا به کار می‌بریم.

معنی کلمه‌ی debate

Debate حالت خیلی مودبانه و رسمی کلمه‌ی قبلی یعنی بحث کردن است. یعنی همان discuss اگر در محیط رسمی مثل رسانه‌ها و همراه با بیان تفاوت ایده‌ها باشد، کلمه‌ی debate استفاده می‌شود. تقریبا همان مناظره و میزگرد فارسی است.

تفاوت معنی کلمه argue

کلمه‌ی argue به معنای بحث با حرارت بالاست و به همراه عصبانیت است در فارسی بیشتر به این کار مشاجره و جدل می‌گوییم.

ویژگی معنایی کلمه‌ی dispute

کلمه‌ی dispute را وقتی به کار می‌برند که دیگر بحث واقعا بالا گرفته و می‌توان گفت صحبت کردن دارد از مرحله‌ی مشاجره لفظی وارد مرحله‌ی دعوای کلامی می‌شود.

با درک تفاوت معنی این چهار کلمه، طیف معنایی این چهار کلمه را می‌توان به صورت زیر رسم کرد:

طیف معانی کلمات بحث کردن

روش دوم درک طیف معنایی در کلمات مترادف

این روش بیشتر هنگامی کاربرد دارد که ما یک موضوع را داریم و می‌خواهیم بدانیم چه لغات و واژگان دیگری در این موضوع بکار می‌روند. خیلی وقت‌ها این روش برای گسترش دامنه لغت‌مان بسیار مفید است.

برای این کار ما از قسمت‌هایی از واژه‌نامه استفاده می‌کنیم که با عنوان Thesaurus (به این صورت تلفظ کنید: ثِزُرِس به معنای گنج‌واژه) مشخص شده‌اند. این قسمت‌ها معمولا در واژه‌نامه‌ها در یک قاب و چهارچوب متفاوت و رنگی مشخص شده‌اند. Thesaurus یکی از بهترین بخش‌هایی است که این تفاوت‌های معنایی را می‌توان در آن‌ها یافت. شما می‌توانید انواع کلمات (اسم‌ها یا فعل‌ها) که درباره یک موضوع خاص هستند را در این کادرها ببینید.

تصویر زیر بخش‌هایی از Thesaurus واژه‌ی walk را نشان می‌دهد:

تفاوت معنی در مترادفهای کلمه walk

به عنوان مثال کوتاهی دیگر، به مترادف‌های واژه‌ی steal دقت کنید. این واژه‌ها از Thesaurus همین واژه به دست آمده است:

Rob

برای بیان دزدی از جای یا شخص استفاده می‌شود. نمی‌توانیم از این واژه برای بیان ربوده شدن شیء یا مال استفاده کرد.

They robbed a bank.

Stealing

برای بیان سرقت چیزی به کار می‌رود. در این فعل توجه بر چیزی که سرقت شده است، می‌باشد.

He stole cash and valuables worth $500,000.

Grab

بیشتر برای انواع قاپیدن استفاده می‌شود.

 I grabbed my bag and ran off.

Hijack

این فعل برای بیان هواپیماربایی استفاده می‌شود.

The airliner was hijacked by a group of terrorists.

جمع‌بندی

در هر زبانی کلماتی وجود دارند که در بدو امر یکسان و یک معنا به نظر می‌رسند. اما وقتی با نگاه دقیق‌تری به این کلمات نگریسته می‌شود تفاوت‌های آشکاری که بین آنها وجود دارد مشخص می‌شود. و مشخص می‌شود که چرا یک نفر بومی – native speaker – گاهی از یک کلمه استفاده می‌کند و چرا گاهی در موقعیتی در ظاهر مشابه از آن کلمه استفاده نمی‌کند. درک این تفاوت‌ها به ما کمک می‌کند که بهتر و دقیق‌تر بتوانیم کلمه‌ها را انتخاب کنیم و درست‌تر سخن بگوییم و بنویسیم. و در نهایت ارتباط بهتری برقرار کنیم.

چه کلماتی مشابه مثال‌ها می‌شناسید که درباره‌ی یک موضوع باشند ولی تفاوت‌های معنایی داشته باشند؟ برای ما بنویسید.

اگر این مقاله برای‌تان مفید بود، با دیگران به اشتراک بگذاریدش.

هر سوالی که از زبان انگلیسی داری، می‌تونی با خیال راحت در انجمن زبان انگلیسی صالحانه بپرسی.

این مطلب را در اینستاگرام ببینید.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *